از یه جایی به بعد ...
از یه جایی به بعد ...
مرض چک کردن موبایلت خوب می شه!
حتی یه وقتایی یادت می ره گوشی داری
از یه جایی به بعد ...
دیگه دوس نداری هیچکس رو به خلوت خودت راه بدی
حتی اگه تنهایی کلافت کرده باشه
از یه جایی به بعد ...
وقتی کسی بهت می گه دوست دارم
لبخند میزنی و ازش فاصله می گیری
از یه جایی به بعد ...
حرفی واسه گفتن نداری
ساکت بودن رو به خیلی از حرفا ترجیح میدی
و میری تولاک خودت
از یه جایی به بعد ...
فقط یه حس داری . حس بی تفاوتی
نه از دوست داشتن ها خوشحال میشی
و نه از دوست نداشتن ها ناراحت
از یه جایی به بعد ...
توی هیجان انگیز ترین لحظه ها هم
فقط نگاه می کنی ... فقط نگاه ...
از یه جایی به بعد ...
+ نمیگم که حتما همه مثل من میشن اما ...
+ خب من اینجوری شدم دیگه ... چه میشه کرد ...
+ نوشته شده در ساعت توسط تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو
|