<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>.:: بــهـتـریـن دوسـتــ , خُـدآ ::.</title>
<link>https://mmanokhodaa.blogfa.com</link>
<description>آرـآم مینویـسـم , تـو نـیـز آرام بـخـوان !</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 19 Feb 2014 13:17:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>4شَنبـه ؛ 30/11</title>
<link>https://mmanokhodaa.blogfa.com/post/176</link>
<description>آخرین روزِ یِ ماهِ سرد بود ! این کُـره گِردالی شِکل ، چرخیدُچرخیدُ رسید بِ این روز ... 365 روز پیش بود کِ اینجارو پیدا کردم . بیخیال همه جمله هایِ پیچیده ، امروز تولده این ، این ، ایـــــــــــــــن چی ؟! کلبه ؟ خونه ؟ دیوار ؟ نمیدونم ، اهمـیـتی هَم نداره ؛ مُهم بودنشِ برام نَ اسمش . ساده میگم , مثلِ درُ دیوارت ؛ تـولـدت مبـارک . + فردا شروعِ یِ ماهِ زمستونیِ دیگستُ و فصلِ من رو بِ پایان ! + دنیایِ کلـاه شالگردنا ، آغوشـآ ، برف بازیـآ ، شیطونیـآ ، یِ</description>
<pubDate>Wed, 19 Feb 2014 13:17:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mmanokhodaa</dc:creator>
<guid>mmanokhodaa.blogfa.com/post/176</guid>
</item>
<item>
<title>112 _ جُمعـه - 25/بهـمـن/92 = و.ل.ن</title>
<link>https://mmanokhodaa.blogfa.com/post/173</link>
<description>اشتباه شدم ! بـی تفاوت بـاش . بِ جهـنـم . مگـه دریـا مُرد از بـی بـارونـی ؟ نشـستـم و سـَرم پـاییـنـه , بِ پـاهایی نگـاه میکنـم کِ جـلویِ روم میـرن و میـان . نمیخـوام بـدونـم متـعلق بِ کـیَ ن . بِ سرنـوشتـشـون فـکـر میکنـم ! بِ ایـن کِ این پاها تا حالـا چِ راهـایی رو رفتـن . بِ ایـن کِ قـراره چِ راهایـی رو طی کنـن ... بِ خودم فکر میکنم ... بِ آینده ای کِ در انتظارمِ , بِ دستـایی کِ قـراره آیـنـدمُ رقـم بزنـه .</description>
<pubDate>Fri, 14 Feb 2014 14:45:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mmanokhodaa</dc:creator>
<guid>mmanokhodaa.blogfa.com/post/173</guid>
</item>
<item>
<title>111 _ 11/بَهـمـن/92</title>
<link>https://mmanokhodaa.blogfa.com/post/167</link>
<description>یِ تَـلـنـگر ! غریبه هـآ کِ هیچ گـآهی دوستاتم بیشتر از چند سطر حوصلتُ ندـآرن . بعضی آدما تو زندگیشون اینقـدر بـرای رسیـدن بِ یـکـی میـدو َن کِ وقتی بهـش میـرسـن , دیگـه نفسی بـرای مونـدن در کنـارش ، براشـون باقـی نمونـده . این حکـایتِ همـون آدمـاست کِ از رویِ عادت زندگی میکنن , بی هدف , پوچ , تهی ! بِ قولِ شریعتی : × بعضی از آدما نمیرن ک ب جایی برسن , میرن تا با هم باشن × کـاش قبـل از دویـدن یِ کـم فکـر کنـیـم ...</description>
<pubDate>Fri, 31 Jan 2014 08:49:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mmanokhodaa</dc:creator>
<guid>mmanokhodaa.blogfa.com/post/167</guid>
</item>
<item>
<title>110 _ 2/بَـهـمـنِ/92</title>
<link>https://mmanokhodaa.blogfa.com/post/162</link>
<description>؟؟ یِ سُوالِ 5 بخشی ؟؟ - چی شد کِ ایـن شُد ؟ صـد بـار فیلمِ زندگیُ میزنی از اول . هِی عقب جلو میکنی , مکث میکنی , فکر میکنی ؛ بـآزم هیچ هیچ هیچ ! مگه جواب دادن بِ یِ سوالِ 5 بخشی چقدر میتونه سَخت باشه ؟ بعضی وقتا تـوانِ تشخیص خوب و بد رو هم نداری , چـِ برسه بِ این کِ بخوای یِ زندگیُ تـجـزیه تحلیـل کنی ! گـاهی هم آروم کتابِ زندگیُ میبندیُ میزاری کنار ، تـا شاید بتونی لحظه ای از این سوالِ مسخره دور شی .</description>
<pubDate>Wed, 22 Jan 2014 14:41:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mmanokhodaa</dc:creator>
<guid>mmanokhodaa.blogfa.com/post/162</guid>
</item>
<item>
<title>109 _ 27/دیـ/92</title>
<link>https://mmanokhodaa.blogfa.com/post/159</link>
<description>نیرویِ مسحور واسه من &quot;خواستن&quot; یعنی &quot;داشتن&quot; پس اگه ندارمت , یعنی نخواستمت :/ زندگی یِ نیرویِ مسحور داره کِ اگه اونُ بِ وجودت راه بدی تو رسما بدبختی . یِ حسِ لعنتیِ کـآذب ... بهش میگن : بـد بـودن میاد میشینه رو ب روت ؛ هِی هِی هِی نمیزاره تو خوب باشی . الان من هِی هِی هِی نمیتونم &quot;خوب&quot; باشم ! از اون خوبـآ کِ تو عـآشـقـشـی ... ( بِ یادِ پُستِ 94 ) + تا اطلـآع ثـانوی ، هــــــیــــــــچ کـامنتی تاییـد نمیشـه فقـط قـراره مـن بخونمشـون کِ میخـونم !</description>
<pubDate>Fri, 17 Jan 2014 12:45:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mmanokhodaa</dc:creator>
<guid>mmanokhodaa.blogfa.com/post/159</guid>
</item>
<item>
<title>108_ 20/دِیـ/92------------------» میگن تو این روز بود کِ اومدم !</title>
<link>https://mmanokhodaa.blogfa.com/post/152</link>
<description>... و سرانجام فاجعه رخ داد ! دی بـود و سـَرد زمسـتون بـود و بـرفُ یِ رنـگی رمضـون و صـدآیِ اذآن درست وقتِ افطار ... من اومدم ک برگردم ... قرعه به نامم درومد ، این بار نوبت من بود تا زمینی بشم . از اون روز ، 20 دی رو بِ نامم زدن و حالا ... این منم ، دختر خوانده زمستان ! امروز ... دوباره رسیدم به روز آغآز نفس کشیدنم ، به ابتدای بودنم ، روزِ من ، روزِ دیگریست . فردا ... باز هم خورشید طلوع خواهد کرد اما امروز روزه دیگریست .</description>
<pubDate>Thu, 09 Jan 2014 20:32:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mmanokhodaa</dc:creator>
<guid>mmanokhodaa.blogfa.com/post/152</guid>
</item>
<item>
<title>107 _ 5شَنبه - 12/دِیــ/92</title>
<link>https://mmanokhodaa.blogfa.com/post/147</link>
<description>بازم 2نیایِ رَنگی رَنگی :)) این دنیا ارزش نداره خودتُ بخاطرش اذیت کنی جاش بقیرو اذیت کن اینقدر حال میده ... ( بآنـو خَـبـیـث میشود :) ) صبحِ زود از بویِ بارون بیدار شی بهت میگن کِ &quot;نصیحتت بِ دردم خورد&quot; شنیدنِ یِ داستان درباره کوچولوییات چهار نقطه فرو رفته پشتِ دست نوزاد هوایِ لباسایِ بافتنی اون لحظه ای کِ بهت میگن &quot;حالِتو میخرم&quot; گوشیت میوفته ؛ اما هدفون نمیزاره بخوره زمین غرق بشی تویِ کتاب حرف زدن بچه وقتی داره تنهایی با خودش بازی میکنه خنده ای کِ قطع</description>
<pubDate>Thu, 02 Jan 2014 19:51:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mmanokhodaa</dc:creator>
<guid>mmanokhodaa.blogfa.com/post/147</guid>
</item>
<item>
<title>106 _ 4شنبه - 4/دِی/92</title>
<link>https://mmanokhodaa.blogfa.com/post/143</link>
<description>چند سطر سکوت . شب در چشمان من است ؛ به سیاه ی چشم هایم نگاه کن روز در چشمان من است ؛ به سفیدی چشم هایم نگاه کن شب و روز در چشمان من است ؛ به چشم های من نگاه کن . چشم اگر &quot;فرو بندم&quot; جهانی در ظلمت فرو خواهد رفت ! ( حسین پناهی ) میای دست بِ قلم بشی امآ هُجومِ حرف ـآ اونقدر بِ ذهنت فشآر میآره کِ یهو از کـآر میوفتی . و اینجآست کِ چند سَطر سکـوت بِ جـآ میزآریُ مـیـری ... ...........................................</description>
<pubDate>Wed, 25 Dec 2013 13:17:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mmanokhodaa</dc:creator>
<guid>mmanokhodaa.blogfa.com/post/143</guid>
</item>
<item>
<title>105_ 5شنبه _ 28/آذر/92</title>
<link>https://mmanokhodaa.blogfa.com/post/139</link>
<description>هوایِ محبت ... فرق است بین کسی کِ ... مَرا دوست دارد ؛ و کسی کِ .... مَرا هم دوست دارد ! شما میدونید آدما واسه چی سَرما میخورن ؟ شاید چون باید بـهـتـر آدمایِ اطرافشونُ بشناسن شاید باید بفهمن کیا واقعن نگرانشونن ، دوسشون دارن یا شایدم نَ ... واسه شنیدن صدایِ یِ دوست قدیمی , کِ بی تاب ت شده ! واسه پیامایِ ساده ، مثلِ : &quot;بهتری ؟&quot; &quot;خوب شدی ؟&quot; &quot;بیشتر مواظب خودت باش&quot; واسه مثل پروانه دورت چرخیدن واسه یادآوری کردنِ وقتِ قرصات واسه دو روز مدرسه نرفتن :) واسه شنیدنِ</description>
<pubDate>Thu, 19 Dec 2013 17:30:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mmanokhodaa</dc:creator>
<guid>mmanokhodaa.blogfa.com/post/139</guid>
</item>
<item>
<title>104 _ جُـمعـهِ - 22/آذر/92</title>
<link>https://mmanokhodaa.blogfa.com/post/136</link>
<description>با احتیاط بخوانید ! باید رفت ... گاه از قلبِ کسی , گاه جُفت پـا تو صورتِ کَسی ! از رویِ عـآدت نفس میکشیم ، زندگی میکنیم تـا ب ِ کِـی ؟ تـا ب ِ کُـجـا ؟ گـاهی شـایـد یه اتفاق ... بتونه حـالمـونـو خوب کنـه امـآ ... چــرا &quot;شاید&quot; ؟ چـرا &quot;گاهی&quot; ؟ چـرا &quot;یه اتفاق&quot; ؟ در جـریان هستـی ک ِ ؟ بخوای نخوای زندگی هست , لذت ببریُ نبری هست . هرچند ک ِ قانون ِ حـماقـتِ مـا نیازی ب ِ اثـبـآت نـداره امـا تـو لذت ببرُ حماقت نکن از 4 فصلِ زندگیت لذت ببر , حتی از خزانش ذاتت ک ِ</description>
<pubDate>Fri, 13 Dec 2013 17:47:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mmanokhodaa</dc:creator>
<guid>mmanokhodaa.blogfa.com/post/136</guid>
</item>
</channel>
</rss>
