X
تبلیغات
> .:: بــهـتـریـن دوسـتــ , خُـدآ ::.


.:: بــهـتـریـن دوسـتــ , خُـدآ ::.

زمینی شده ام , هنوز هم باورم نیست !

انـدر احوالـاتِ مـَنـی شبـیـهِ خـودم


من تنبل قهاری است

من عاشق چیزایِ ترش است

من خیـــــــــــــــــــــــــــــلی ، پیچیده/مبهم است

من کمی تا حدودی ، دیوانه است .

من بِ سآدگی یک نفس و بِ سرعت یک پلک ، از خیلی چیز هآ میگذرد

من ساده میبخشد اما فراموش ... نَ .

من وقتی بی حوصلست ، یک دیوانست 

من برآی بِ دست آوردن و از دست ندادن آرامش , هرکآری میکند !

من نمیداند عاشقی چه مزه ایست فقط یکبار بویش را حس کرده است .

من ،گاهی ، میرود تا بِ همیشه .

من است دیگر ، از شُمآ چ پنهون ... گاهی خُل و چل میشود .

مثل همه . مثل الآن  


+ زیر پوستِ من یه خبراییِ .

 

                             

جالب است !

ثبت احوال در شناسنامه ام

همه چیز را ثبت کرده

بِ جز  احوالم  را.

(زنده یاد حسین پناهی )



Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

بهونه نفسهآت ، بودنت ، آرزوهآت و همه یِ همه یِ زندگیت ، نمیتونه بشه بهونه نوشتنت ؟!


هر سآل تو این روزِ کِ خدآ بآز دوست داشتنشُ بهم ثآبت میکنه .

امروز تولد تنهآ شاهزاده زندگی منِ .

امروز تکرار تولد تموم مردونگی هآیِ دنیآست ...

امروز تولد کسی بود کِ نفس هآی من بِ نفس هآش بنده .

امروز تجدید بودنِ پـدرمِ :)



Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

نـفـس هـآیِ آخـر _ _ _


92 داره نـفـسآیِ آخرشـو میکشـه و مـن آرومـم .

آرومـم و بـی تـفـآوت نگـآه میکـنم بِ آدمـآیـی کِ بـآ اشـتـیـآق 2نـبآلِ سـیـنــآیِ سـفـرشـونـن .

بِ آدم کـوچـولـوهـآیـی کِ بـآ ذوق پـیـونـد دوسـتـی میـبـنـدن بـآ مـآهــیـآشـون...

یـا بِ آدمـآیـی کِ افـتـادن بِ جونِ سنـگـفـرشـآیِ خـیـآبـونـآ و ارثِ پـدرشـونُ از ویـتـریـنـآ میـخـوآن  ...

بِ نـظـر مـن کِ همـه چـیـز عـادیـه و هـیـچ اتـفـآقـی قـرار نـیـسـت بـیـوفـته ...

حـآلـآ تـو هِــی صبـح بِ صـبـح چُـرتـکـه بـنـدآز کِ فـلـآن روز مـونـده بِ عـیـد !

من کِ میگـم هـر روز , جـآیِ شُمـآرش مـعـکـوسِ پُـر هیـجـآنـت  , بـنـویـس : ( امـروز نوروز مـنِ است )

اونـجـوری هـر روز میـشـه عیـده تو ... و تـو هـر روز دوبـآره متـولـد میشـی در سـآلـی نـو :)

سآلی نو کِ نَ سـفـره هفـت سینـی دآره و نَ مَـردُمی کِ بیوفتن بِ جونِ خیآبونـآ و آرامشتُ بهم بزنن !


     

92 کِ اومـد بـآ خـودش یِ جـمـله آورد : بجـنـگ و بـسـآز !

92 بهم یـآد دآد کِ اگـه مَـن زنـدگیـمُ نسـازم , اون منُ میسآزه ؛ هـرجـوری کِ خـوآسـت .

92 یآد دآد کِ بـرآیِ رسیـدن بِ خـواسـتم بـآیـد بجنـگـم ...

برام سآلِ جنـگ بـود , جنگی کِ تـوش یِ سِری چیـزآرو از دسـت دآدم و یِ سِری چیزآرو بِ دسـت آوردم و ...

... هنوزم نمـیـدونـم , مَـن پیـروز مِیـدونـم یـآ نَـ ـ ـ ـ ـ ؟!
 

  


+  حالُ هوایِ آخر سالُ دوست ندارم  ! پُر از بـلـآتـکـلـیـفی ...

+ عیـد دیـگـه بـرآم بـویِ عـیـد نمـیـده ! ایـن سـآلِ اولـیـه کِ ایـن حـسُ دآرم ...

+ اسـم 92 رو مـیزآرم سـآلِ عـآدت هـآ ...

. . . و  پُستی کِ قشنگ نیست !

ادامه = رمز نَـدآره !



Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

این بار از هر دَری ...

 

بازم دلم گرفته

تو این نَم نَم بارون

1334401830_0_227889001334388837_taknaz_ir.jpg

بـبـیـن ، تنهایی جـآر زدن نداره !

نیازی نیـست بِ همه ثابت کنی کِ تنهایی ؛ کِ یـنـی چـی اصـلـا ایـن تنـهـایـی .

تو کِ تنها باشی ، اونی کِ باید , خودش میفهمه ... تـو جــآر نزن .

گـوشـاتـو بـگیـر ؛ میخـوام سُکـوت کـنـم !

 

 

+ جُـمـلـه ای کِ یــــــهـــــویـــــی نـوشـتـم و قـآب شُد :

my character is like a long tunnel the everyone can not reach the end

 

+ "کــــوتــاه" مـیـآم ولــی "کـــو تـــا" بـیـآم .

+ هر روز ؛ بِ مناسبت این کِ امروز دوباره زندم جشن میگیرم ^!^

+ تا حالا 4.2ش شُـدی ؟ جـمـعـه زدگیُ میگ َم ؟

+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

آخرین روزِ یِ ماهِ سرد بود !

 

 

این کُـره گِردالی شِکل ، چرخیدُچرخیدُ رسید بِ این روز ...

365 روز پیش بود کِ اینجارو پیدا کردم .

بیخیال همه جمله هایِ پیچیده ، امروز تولده این ، این ، ایـــــــــــــــن چی ؟!

کلبه ؟ خونه ؟ دیوار ؟ نمیدونم ، اهمـیـتی هَم نداره ؛ مُهم بودنشِ برام نَ اسمش .

ساده میگم , مثلِ درُ دیوارت ؛ تـولـدت مبـارک .

 

 

+ فردا شروعِ یِ ماهِ زمستونیِ دیگستُ و فصلِ من رو بِ پایان !

+ دنیایِ کلـاه شالگردنا ، آغوشـآ ، برف بازیـآ ، شیطونیـآ ، یِ رنگیـا ، دماغایِ قرمز , دستایِ یخ ... تموم نَــشدنیه برام . من منتظرِ تکرارتم !

 

خُــــدـآیِ آسمونـآ ... میشه بـــــآز اَبــرارو رَنــــده کُــنـی ؟!

+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

اشتباه شدم !

 

بـی تفاوت بـاش . بِ جهـنـم . مگـه دریـا مُرد از بـی بـارونـی ؟

 

نشـستـم و سـَرم پـاییـنـه , بِ پـاهایی نگـاه میکنـم کِ جـلویِ روم میـرن و میـان . نمیخـوام بـدونـم متـعلق بِ کـیَ ن . بِ سرنـوشتـشـون فـکـر میکنـم ! بِ ایـن کِ این پاها تا حالـا چِ راهـایی رو رفتـن . بِ ایـن کِ قـراره چِ راهایـی رو طی کنـن ...

 

بِ خودم فکر میکنم ... بِ آینده ای کِ در انتظارمِ , بِ دستـایی کِ قـراره آیـنـدمُ رقـم بزنـه .

بِ ایـن فکـر میکنـم کِ مـن شایـد اشتبـاه شُـدمـ ـ ـ ـ

فردا تولد یِ دوستِ , تولدت مُبـآرک پت

از طرفِ مت ^-^

 

 

+بِ مـعجـزه حـافـظ اعتقـاد نـداشتـم ؛ ولـی بَس کِ هِـی رآست گفت روم کَـــم شُد :|

حافظ جان , پیروز شدم . پیش بِ سویِ موفقیتـ ـ ـ ـ ـ

+ آهــــــــــــــــای شُماهایی کِ چپُ رـآست حــرفـا ُ تیـکـه هایِ خـودمُ بهم تحویل میدین ...

بهتره بدونید اینـا فقط تـیــکـه هایِ من نیست , یِِ ملت بِ اینا تــکـیــه کردن . عـَـــــــــــــره .

همیشه خودت باش کپی 200 تومن بیشتر نیست .

+ این خـونـه حرمـت دـآره , وقتـی فهـمـت بِ حـرفـام نـرسید ، اظـهـار نظـر نکـن , بِ سلامـتـ ـ ـ ـ ـ ـ !

 

 

 

* این روزـآ دوازدهـآی زندگیم محاصرم کردن ! ×12× عددِ شـانسمِ . امشب ساعت 12 , پست 112 , سکانسِ 12 ... ! از یک تا دوازده بِ این پست چند میدی ؟! { :)) }

* ادامه برایِ پَت


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

یِ تَـلـنـگر !

 

 

غریبه هـآ کِ هیچ

گـآهی دوستاتم بیشتر از چند سطر حوصلتُ ندـآرن .

بعضی آدما تو زندگیشون اینقـدر بـرای رسیـدن بِ یـکـی میـدو َن کِ وقتی بهـش میـرسـن , دیگـه نفسی بـرای مونـدن در کنـارش ، براشـون باقـی نمونـده .

این حکـایتِ همـون آدمـاست کِ از رویِ عادت زندگی میکنن , بی هدف , پوچ , تهی !

بِ قولِ شریعتی : × بعضی از آدما نمیرن ک ب جایی برسن , میرن تا با هم باشن ×

کـاش قبـل از دویـدن یِ کـم فکـر کنـیـم ...

 

+ بعضی کامنتآ تـآیید شُد* بقیشم پـآک شُد !

شـآید یِ تصـادف بود  ----------------» 111 _ 11/11/92---------»9+2=11

+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

؟؟ یِ سُوالِ 5 بخشی ؟؟

 

 

- چی شد کِ ایـن شُد ؟

صـد بـار فیلمِ زندگیُ میزنی از اول . هِی عقب جلو میکنی , مکث میکنی , فکر میکنی ؛ بـآزم هیچ هیچ هیچ !

مگه جواب دادن بِ یِ سوالِ 5 بخشی چقدر میتونه سَخت باشه ؟

بعضی وقتا تـوانِ تشخیص خوب و بد رو هم نداری , چـِ برسه بِ این کِ بخوای یِ زندگیُ تـجـزیه تحلیـل کنی !

گـاهی هم آروم کتابِ زندگیُ میبندیُ میزاری کنار ، تـا شاید بتونی لحظه ای از این سوالِ مسخره دور شی .

چی شُد ؟ چی شُد ؟ چی شُد ؟ چی شُد کِ این شد ؟ کِ این شُدم ؟

همه چیز تـآره , گُـنگه , نآمـفهـومـه , مَجهـولـه ... نمیتونم حلش کنم !

یِ وقتایی هم هست کِ تو ذوق و شوق خوشبختیت جـآ میزاری این سوالِ لعنتیُ ولی انگار آدما بـو میکشن .

همین کِ میخوای فراموش کنی یکی مثِ اسب سَرِشُ میـاره تـو زنـدگیتُ : "خیلـی عـوض شدی , تو این نبودی "

آرهـ ، مـن این نبـودم ؛ شُدم ! آدم خود ساختـه دیـدی تـآ حـالـآ ؟!

شـایـد اشتباه من اونجـا بود کِ خواستم خودم همه چیُ تجربه کنـم . تَـن ندادم بِ نتیجه ای کِ حاصلِ تجـربـه یکی دیگـه بود .

یـا شایدم از اونجـا کِ گوشِ نصیـحت نـداشتـم و نـدارمـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

نـمیـدونـم آخـره داستـان اشتباه کُـجـا بود واسه این بِ قول تو عوض شـدنـا ! امـا مـن این مـنُ دوس دارم ... این منِ بد نشده رو .

فقط یِ کم , ( یِ کم ) تـحـول ... بـزار آدما ببینـن و بفهمـن کِ هرکسی میتونه یِ رویِ پنهونِ دیگم داشته باشه !

+ هیـچوقـت فکـر نمیکردم یِ روزی زندگی کـردن بخـواد اونقـدر سخـت بشـه کِ بـرایِ ادامه دآدنش مجبور باشی

معادله هـآیـی سخـت تـر از فیـثـاغـورس و انـتـگـرالُ حـل کنـی !

 

+ دقیقـه های آخرِ اون روزآ سنگیـن بـود , مثِ تمـاشـایِ نَفسآیِ آخـرِ یِ عـزیـز !

 

+ یِ سری آدما زندگیشون "زود" شروع شده . خیلی "زود" تر از موعِدش !

"زود" شـروع کردن و "زود" ضـربـه خـورن .

"زود" بـود , خیلـی "زود" ...

 

+ همچنـان کامنـتـآ تـأیید نمیشه !

 

+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

نیرویِ مسحور

 

واسه من "خواستن" یعنی "داشتن"

پس اگه ندارمت , یعنی نخواستمت :/

زندگی یِ نیرویِ مسحور داره کِ اگه اونُ بِ وجودت راه بدی تو رسما بدبختی .

یِ حسِ لعنتیِ کـآذب ...

بهش میگن : بـد بـودن 

میاد میشینه رو ب روت ؛ هِی هِی هِی نمیزاره تو خوب باشی .

الان من هِی هِی هِی نمیتونم "خوب" باشم !

از اون خوبـآ کِ تو عـآشـقـشـی  ... ( بِ یادِ پُستِ 94 )

 

+ تا اطلـآع ثـانوی ، هــــــیــــــــچ کـامنتی تاییـد نمیشـه

فقـط قـراره مـن بخونمشـون کِ میخـونم !

+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

... و سرانجام فاجعه رخ داد !

 

 

دی بـود و سـَرد

زمسـتون بـود و بـرفُ یِ رنـگی

رمضـون و صـدآیِ اذآن

درست وقتِ افطار

...

من اومدم ک برگردم ...

قرعه به نامم درومد ، این بار نوبت من بود تا زمینی بشم .

از اون روز ، 20 دی رو بِ نامم زدن و حالا ...

این منم ، دختر خوانده زمستان !

امروز ...

دوباره رسیدم به روز آغآز نفس کشیدنم ، به ابتدای بودنم ، روزِ من ، روزِ دیگریست .

فردا ...

باز هم خورشید طلوع خواهد کرد اما امروز روزه دیگریست .

این بار فقط : مـثـلِ مَـــــن


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

بازم 2نیایِ رَنگی رَنگی :))

 

این دنیا ارزش نداره خودتُ بخاطرش اذیت کنی

جاش بقیرو اذیت کن

اینقدر حال میده ...

( بآنـو خَـبـیـث میشود :) )

صبحِ زود از بویِ بارون بیدار شی

بهت میگن کِ "نصیحتت بِ دردم خورد"

شنیدنِ یِ داستان درباره کوچولوییات

چهار نقطه فرو رفته پشتِ دست نوزاد

هوایِ لباسایِ بافتنی

اون لحظه ای کِ بهت میگن "حالِتو میخرم"

گوشیت میوفته ؛ اما هدفون نمیزاره بخوره زمین

غرق بشی تویِ کتاب

حرف زدن بچه وقتی داره تنهایی با خودش بازی میکنه

خنده ای کِ قطع نمیشه ، یواشکی ، جایی کِ نباید

بین یِ عالمه کامنت فقط جوابِ ترو میده

خنکی اون طرف بالش

لیسیدنِ انگشتایِ پفکی

خاروندن رَدِ کِشِ جورآب

نقاشی کشیدن رو شیشه بخار گرفته

اسم عطرتو بپرسن

مو روی تنت سیخ بشه بس کِ موزیک فوق العادست

اعلانِ تخفیف فروشگاه مورد علاقت

وقتی خوابی ، یکی پتو بندازه روت

بچه هه پای تلفن بهت میگه دلش برات تنگ شده

یکی چیزی مینویسه کِ انگار تو نوشتیش

و ...

اره این همه چیزای کوچیک واسه خوشحالی دورمه و من بیرحمانه چشم میچرخونم دنبالِ بهونه های گُـنده واسه شاد بودن . واسه زندگی کردم ...

چه جآلب ، واسه لذت بردن از چیزی کِ حقمـه دنبالِ بهونم !

یِ عالمه چیزای ســــــآده کِ میتونه لبخندُ بشونه رو لبام ُ من تازگیا دارم حسشون میکنم .

نمیدونم تو از زندگیت چی میخوای ؛ نمیدونم توام مثل من آرزوهایِ بزرگ بزرگ داری یا نَ ؛ اما بهت میگم بزار هر چیزه کوچیکـی خوشحالـت کنه و هیچ چیزه بزرگـی نتونه ناراحتت کنه .

چون این زندگیه توئه ... مالِ توئه ... حقِ توئه ... اجازه نده کسی خرابش کنه !

 -------------------------------------------

 

+ گاهی وقتـآ مَـجبـوریـم از کـآغـذآ بـآ نوشته هـآشون تبـعـیـت کنـیـم چــــــون : رو کـآغـذ خیلـی چیـزا فـرق دآره !

 

+ بَعضیام هستن کِ فک میکنن مآ رو خَـر کردن . عیب نَدآره ، بذآرید بِ این بَـــهــــآنــــم کِ شُده گـآهی فکـر کـنـن !

 

+ یِ کم از لینکا دوباره پاک شُد ...


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

چند سطر سکوت .

 

شب در چشمان من است ؛ به سیاهی چشم هایم نگاه کن

 

روز در چشمان من است ؛ به سفیدی چشم هایم نگاه کن

 

شب و روز در چشمان من است ؛ به چشم های من نگاه کن .

 

چشم اگر "فرو بندم"

 

جهانی در ظلمت فرو خواهد رفت !

 
( حسین پناهی )
 
 

میای دست بِ قلم بشی امآ هُجومِ حرفـآ اونقدر بِ ذهنت فشآر میآره کِ یهو از کـآر میوفتی .

و اینجآست کِ چند سَطر سکـوت بِ جـآ میزآریُ مـیـری ...

...........................................

...........................................

...........................................

...........................................

...........................................

+ وآسه کسـی دورویی کن کـِ حوصـله همـون یــِ روتــَم دآشتـه بآشـه !


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

هوایِ محبت ...

 

فرق است بین کسی کِ ...

مَرا دوست دارد ؛

و کسی کِ ....

مَرا هم دوست دارد !

شما میدونید آدما واسه چی سَرما میخورن ؟

شاید چون باید بـهـتـر آدمایِ اطرافشونُ بشناسن

شاید باید بفهمن کیا واقعن نگرانشونن ، دوسشون دارن

یا شایدم نَ ...

واسه شنیدن صدایِ یِ دوست قدیمی , کِ بی تابت شده !

واسه پیامایِ ساده ، مثلِ : "بهتری ؟" "خوب شدی ؟" "بیشتر مواظب خودت باش"

واسه مثل پروانه دورت چرخیدن

واسه یادآوری کردنِ وقتِ قرصات

واسه دو روز مدرسه نرفتن :)

واسه شنیدنِ : "لباسِ گرم بپوش"

واسه سوپایِ مامان

واسه دست کشیدن بابا از کارش برایِ رسیدن بِ تو

یا شایدم واسه ، پیدا کردنِ دوستایِ جدید

یاشایدم یکی دلِش واسه صدایِ گرفته تو تنگ شده باشه

یا شاید...

نمیدونم , نمیدونم ...

نمیدونم آدما چرا سرما میخورن اما مَن همچنآن دوست دارم

سرما رو, سرما خوردنُ , زمستونُ , دیُ , برفُ و هرچی کِ بویِ محبت بده !

 

+ کآش روزِ تـولُدَم بـَــرفــ بیاد ...

و این منم ...

زنی تنها در آستانه فصل سرد

( فروغ )

+ برایِ بعضی از آدمها محبت مثلِ فیلم خآرجی بدونِ زیرنویس میمونه ؛ نمی فهمنش !

+ یلداتون مبارک !


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

با احتیاط بخوانید !

باید رفت ...

گاه از قلبِ کسی ,

گاه جُفت پـا تو صورتِ کَسی !

69512326786239027068.png 52181552100437328581.png 10945914268833587657.png

از رویِ عـآدت نفس میکشیم ، زندگی میکنیم

تـا ب ِ کِـی ؟ تـا ب ِ کُـجـا ؟

گـاهی شـایـد یه اتفاق ... بتونه حـالمـونـو خوب کنـه امـآ ...

چــرا "شاید" ؟ چـرا "گاهی" ؟ چـرا "یه اتفاق" ؟

در جـریان هستـی ک ِ ؟ بخوای نخوای زندگی هست , لذت ببریُ نبری هست .

هرچند ک ِ قانون ِ حـماقـتِ مـا نیازی ب ِ اثـبـآت نـداره امـا تـو لذت ببرُ حماقت نکن

از 4 فصلِ زندگیت لذت ببر , حتی از خزانش

ذاتت ک ِ پـاییـزی بشه , لِه میشی , درست مثل برگایِ پـاییـزی

ما یِ بار زندگی میکنیم , سخت نگیر

بانویِ آرآمش نوشت :

آدما رو هرگز نمیشه شناخت , اما بهتر میتونی درکشون کنی اگه ... رو آه کشیدنشون دقیق بشی !

این بار مولانا میگه :

هر لحظه ک تسلیمم ، در کارگه تقدیر

آرام تر از آهو ، بی باک تر از شیرم

هر لحظه ک میکوشم ،در کار کنم تدبیر

رنج از پی رنج آید ، زنجیر پی زنجیر

 
+ کـامنتـدونـی بَسـتـه , علتشـم ب ِ خـودم مـربوطـه !  
 
                                                                    
                              imagescawse5k7.jpg
                                                                                                   
                                      مـثـل چـَــتــــر
 
 قآلبُ مآدری انتخاب کرده :) , بویِ امتحانم کِ میادُ :(
 

Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

مُـنـتـظـرِ چـی هسـتـی ؟!

 

بزرگی هر آدمی ، به بزرگی تلخی هائیه ک ...

گـُستاخی فروخوردنشون رو داره .

 

56958587267356640384.png

هَمیشه حآلم از آدمآیِ دَستُ و پـآ چُلُفـتی بهم خـورده .

از آدمآیی کـِ نشـستـن یِ گـوشـه و بــِ بقیهـ اجـآزه دآدن کـِ بهـشون تـرحُم کنـن

از آدمآیی کـِ از اول فقط بـلد بودن تـمـآشـآچـی بآشـن

از اونایی کـِ اَدآیِ مظلـومآرو در میـآرن .

مظـلـوم کسیِ کـِ "نمـیتـونـه" حقـشُ بگیـره ...

تو کـِ "میتونی" .

یـآلـآ , بلند شُ ... منتظر چی ؟!

ایـنـجـآ , کـم پیـش میـآد کسی دَست کَسیـو بگیـره

ایـنـجـآ , اکثره آدمآ میـگـن : اول "منـفـعـت" گـور ِ بـآبـآیِ "مـعـرفت"

حـق گـرفتنـیـه ؛ نـَ دآدنـی !

زود بآش ، بـلنـدشُ قـهـرمـآنِ مـن .

مـن بـآ تمـآم نـآچیـز بودنـم , تـآ تهش پشتـتـم .

 

+ کـوچیکـتـر کـِ بودم فـکـر میکـردم تنـهایی ینـی وقتـی هیچکس خـونـه نیسـت !

80831224666654219815.png

خُـل نوشتـ : حـآل ِ مَـن خوبـه , دُلـفـیـنـآم پـَروآز میـکنـن :|

یه عده ادم هستن که میفهمن که نفهمن اما نمی فهمن که میفهمیم نفهمن .

+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

 

حوآلـیِ من چخبر اسـتـ ؟

 

ظالم ک باشی بهت میگن حیوون

مظلوم ک باشی میگن : آخِــی ... حیوونی

 

 14.jpg

 

. گاهی بآید ضعـیف بـآشی ، ضعیف باشـیُ و آروم بشکـنـی تـو خـودت

نـبـآید بـزآری کـسی ایـن شـکسـتنُ بـبـیـنـه ، نبـآیـد بـزآری کسـی ببینـه کــ ضـعـیـفـی ، دآغونی

بـآیـد گـآهـی آروم تـو خلـوتِ خـودت پیـشِ خُـدآت دآد بـزنـی : ضـعیـفـم ، نمیتـونـم ، کـم میآرم اگـه نبـآشـی . امـا فـقـط پیـشِ خـدا نــَ بنـده هـآی خـدآ 

 ولـی وآسـه ایـن کـآر بـآیـد اونقـدر قـوی بـآشـی کــ وقـتـی خلـوتـت تـمـوم شُـد ... پـآشیُ و صـآف وآیـسـی ،نـزآری دنـیـآ صـدآیِ ضـجـه هـآتـو بشنـوه ... فقـط بایـد پـاشـیُ و مـحکـم تـر از قـبـل ادآمه  بـدی ... تو حآلـآ دیگه سبــک شُـدی

 47179931402285074451.gif  

. رفیق ، لـطفـاً بـهـم تُـهـمَـت بـزن Q

Q بعضـی وقـتـآ ، یـهـو ، فـقـط یـه نـَفَسِ عــمیـق میکشـی کــ سنـگ کـوب نکـنـی !

Q بـآ اونـآیــى کـ دستـشـون بـ دهنـشون نمـیـرسـه دُرسـت حـرف بـزن ، ممـکـنـه دستـشون بــ دهـن تــو بـرسـه !

Q امروز حافظ ازم خواست کاریُ بکنم ک تو انجآمش مُــرَددَم !

Q مآهـ همیشه تنهآ خواهد مآند .

 

+ بعداً نوشت :

حـآفظـ ، کـآریُ کـ ازم خواستـ امـروز عصـر انـجـآم دآدم  , ینـی دیگـه پآشـو نمـیـخـورم ؟!

 


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

 

به همین سادگی ...

گوشهایم را می گیرم

و چشم هایم را می بندم

و زبانم را گاز می گیرم

ولی...

حریف افکارم نمی شوم

 چقدر دردناک است

 فهمیدن ...

alone-girl%20(14).jpg

 

o ـ نَ بسته ام ب ِ کـَس دِل

     نَ بسته کـَس بِ من دِل

oo ـ منم یه ظرفیتی دآرم دیگه ... حواست بآشه .

ooo ـ یِ من ... یِ نیمکت ... یِ کتاب شعر ... یِ دنیآیِ شیشه ای ، ب ِ هَمین سادگی

oooo ـ باز هم ملالی نیست ، حآل ِ من خوب است :))

ooooo ـ پُست ِ  ۹۶  حَــــذفـ شُـد

 

+ بعدا نوشت : معذرت کِ جوآب کامنتا دیر داده شد !


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

چشمای ِ بی حیآ

... گاهی باید بعضی احساس هارو

! بزاری تو خونه سالمندان دلت

٪ اونقدر بهشون بی توجهی کنی تا بمیرن

 

asheganeh70.jpg 

 همیشه هم نمیشه بیخیال بود ولی من همچنان بیخیالـَم /   

     I HATE THEM //

 : به قول ِ خواجه امیری ///

:: گاهی یه خونه ساده گِـلی ، به همه دنیا می ارزه . مَـگه نه ؟ ::  

     کاش میشد صِـدآی ِ آدمارو وقتی دارن صدات میکنن بوسید////

 فردآ اول ِ مُـحـرم ِ و این وب ، تآ آخرش رَختِ غـم بــ ِ تــن دآرهـ ـ ـ/////

       پُسـته صَـ ۱۰۰ـدُمـَم اینجوری ثبت شد////// 

 


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

 

کسی کـِ ازم گذشت ٬ واسم دَرگذشت ! 

روحش تو گورش و یادش تو حلقش .

شکــ ــلکـــْـ هـــ ـایِ هلـــ ـــــن  

 79257950376719357840.jpg                              95097690293958568381.png

66933516737888396431.gif

ا ـ الـآن تو مرحله ایـَم کـِ بهش میگن :: اوجِ بی تفاوتی ::

اا ـ نمیزارم دُنیا هر سآزی زد منم باهاش برقصم  *:)   

ااا ـ بعضیا انگار مرگِ مغزی شدن  ، هر روز قلبشونو به یکی اهدا میکنن

اااا - { حــذف شُـد }

ااااا - دیروزُ  قدم زدن زیره اولین بارون پاییزی و تداعی خاطره هآ ...

اااااا - رآستی . . . بعضی وقتا بد نیست لَب پایینیتو با بالاییت آشنا کنی  |: Dont speak  , please

ااااااا - تویی ک میای میگی : محکم باش ، تلاش کن ... قابل توجهت من نیازی به توصیه هات ندارم ٬ به اندازه کافی سخت و محکم هستم ... ب ویژه برا شما

 81524974097918524623.jpg   ij.bmp   69782886178781224007.bmp

مــثــلِ مِـدآد رَنـگـی

 + بعدا نوشت : امشب از اون شباست ، خدآ به دآدم برسه .


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

شـآپـَرکَـم ...

 

هنوز هم هستند دخترانی که تنشان بوی محبت خالص میدهد .

بِـکرَند ...

نابند ...

احساساتشان دست نخورده است ،

لمس نشده اند ،

باور نکرده اند ،

تحقیر نشده اند ،

هنوز هم هستند ! نادرند ، کمیاب اند ، پاک اند !

روزی ک قرار میشود کنار گوش کودکی لالایی بخوانند ، شرمشان از نام :مادر: نمیشود !

و در آغوش همسرشان ، چشمانشان را نخواهند بست که با رویای دیگری سر کنند .

وآسه من هَرکسـی اونقـدر ارزش نـدآره کــِ بخـوام تـویِ ایـن صفحـه هـآیِ سپیـد ازش اسمـی ببـرم امـآ این پسـت تقـدیمــ میشـه بهـ کسـی کــِ لیـآقتـش بیشتـر از ایـن حـرفـآسـتــ ...

 بــِ کسی کــِ بآارزشه برآم

بــِ کسی کــِ بکرِ ، نآبِ ، پآکِ

برآیِ بـآ احسـآس تـریـن دخترِ دُنیای مـن تـآ بهـ امروز

::  نــآبــ بـمـآن ::

 

+ دهانت را مي بويند
مبادا كه گفته باشي دوستت مي دارم.
دلت را مي بويند
روزگار غريبي ست ، نآزنین

                                       : شآملو :  


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

 

کـآش میشد بـه بعضیـآ فـهمـونـد

سَخـتی کـشـیـدن تـو زنـدگـی مـآیـه اِفـتـخـآر نـیـسـت ٪

51474381708971469232.jpg

+ انگار روزی کـ خدا داشت منو خلق میکرد مُهرِ سکوتــُ زَد رو دلم ، کــ حالـا دیگه نمیتونم لب باز کنم

+ ۲نیآیِ مَن بر خلـافِ ظاهرم ، وصف نشدنیِ / پس ازم نخواه خودمو برآت تعریف کنم

+ امروز فهمیدم اونم درد داشت و دَم نمیزد ، اما امروز سکوتــُ شکستُ . . . . سُکوتِ مــن کِی قرآرهـ بشکنه ؟!

61638934848400826407.jpg

مثلِ اسـمـآرتـیـز

 

 + بعدا نوشت : بــِ ادآمـه یـ۱ـکــ مــرگــ + شـد - لـطـفـاً فـآتـحـهـ

 


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

 

 

 حَـذفـ شُـد


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

 

 من اگر نیکم و گر بد / تو برو خود را باش

حـآفـظ )

 

+ اینم از ویژگیِ خلقته مخلوقای تنهاته ، کــِ درک کردنشون سخته ، مگه نه خـدآم ؟!

+ لَم میدم بــِ تکیه گاهی کــِ ندارم ، چشمآمو میبندمُ و دنیآرو خاموش میکنمُ و . . . : آروم بآش دُختر ، بیخیال اینجآ و آدماشـ !

+ ادب دارم اما فقط واسه با ادبش ... این تنـها چیزیه کــِ تـو زندگیـه مـن متقـابـلـهـ !

پـس ، ...... تویی کــِ بویی از انسانیـت و ادب نبردی جـلوی مـن  هـــــــــــــیس

دوس دارم ایـنـو ! نمیـدونـم از کجـا کِـشش رفتم

 

+ بــعداً نوشت : دلــم گـرفتـهـ ٫  مـیدونـمـ کـــِ مـیـدونـیــ چـرآ


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

  

شمایی که مخاطب خاصتو به رخ ما میکشی

قابل توجهت

ما خودمون مخاطب خاصیم ...

برا خیلیا !

lafzan_com-love-photo-1.jpg

+ کودکـه مـــــــن یـه کـم آروم گرفـت امـا خــآمـوش نـشـد !

+ نـمیدونـم چــرا بهتـ اجـازهـ میدمـ بـا دروغـاتـ بهـ شعـورمـ توهیـن کنــی . شایـدمـ معـنیـشـ ایـنـ نیـستـ امـا ترجیـحـ میـدمــ بشـنـومـو بــ روتــ نیـآرمـ

+ خـدا حَـواستـ کــِ هسـتــ ... بَـد بودنــ واسـهـ مـن یعنـی پـایـان هـمهـ چـی ! دآرمـ بَــد میشـمـآ ...

+  فهمیدمـ ، تــو ، نمیتونـی اعـصـابمـو خـرد کنـی ! چـون تـو چشـم مـن اونقـدریــ ارزشـ نـدآریــ کــ بتونـیــ عَصَبـیم کنـی ...عَرهـــ

 


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

 

بــِ سلـآمتیـهـ خودمـ کــِ نــَ منتَـظـرم کسـی خوشبختـم کُـنـه ... نــَ اجـازهـ میدمـ یکـی بـدبختـم کنـه ٪ 

ظآهـر آرومـی نـدآرم امـا خُـداروشـکر دِلـ آرومـی دآرم ٪

یـِکِ مـهر بـا همـه "یکِ مهـر" آ فـرق دآشتـ  ٪

گـاهـی آرومـ میشینـی یــِ گوشـه فقـط نـگـآه میکنـی ... سـکوتـی مُــطلَـق ٪

وقتـی امـروز نبـآیـد تـولـدِ یـکی یـادمـ باشـه و هـستــ ٪

( کودکـِ درونـم بهـمـ گفـت اینـآرو رَنـگی رَنـگی بنـویسـمـ )

 

 دَره دلمـو بـآز میکنمـ . نگـآهـ میکنـم بــِ هـرچـی کــِ هستـ . بـعد خـآلیـشـ میکنـم از هـرچـی بـَدیـه ! دلـم تـُـهـی میشـه ، فـقط از بَــدیآ ! میـام بیرونـو دوبـآره دَرشـو قفـل میکنـم . یــِ قـفـلِ گـُـنـده و میـرمـ ...

خیلـی وقتـه کــِ رو دَر قلبـمـ نوشتـم :: ورود مـمـنـوع ::

بفهـم کــِ ایـن تَـرجیـح مَـنـهـ نــَ تـقـدیـرمـ !


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

از وقتی شوخی اختراع شد

دیگه هیچ حرفی تو دل کسی نموند .

چه حرفایی ... که تو قالب شوخی خوردم و دم نزدم ...

 

+ امـروز هشـدار ذهنـم میـگفتـ کــِ یــِ تولـد نزدیـکهــ ٪

+ اومدیـ دآغونـم کنـیــ ... بزار بهتــ بگمــ کــِ نمیتــــونیــ ٪

+ تقـدیریـ کـِ بآعثـ شد خودمو وسط مرآسم تَشییعـ ببینـم و منــیو کــِ لیآقت ندآشتم ٪

+ حـآلمـ از هـرچیـزیـ کــِ منـو یـآدهــ تـو بنـدآزهـ بهـمـ میخـورهـ امـآ از تـو نــَ ٪

+ رآستـیـ  ... اصـلـا بــِ دآییـتــ نـرفتـیــ ٪ 

+ یـه گِــلـآیُـلـ از تـشییعــ و یـه سـیـبـ از عـروسـیــ ٪


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

... خدایا

این روزا نوشته هام بوی ناشکری میده

ولی تو

بزار به حساب بیکَسیم !

.

.

.

+ مَنـ یعـنیـ : ... بـآ خودَمـ لَـجـ میـکنمـ وَ زورَمـ بِــ مـوهـآمـ میرِسـهـ !

+ میـگـنـ یــِ چـیـزیـ بِــ اسـمـ پـآیـیـز دارهـ مـیـآد وَلـیـ مَـنـ مُنتـظـرهـ آدَمـ بَـرفـیـ و پـآلتـومَـمـ

untitled.bmp

یــِ سُـوآلـ : رَنـگـهـ قـآلـبــِ مـَنـ ٬ صــورتـیـهـ کـثـیفـهـ  یـآ کِـرِمـ ؟!


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

 . گذشته ی من گذشت 

 ! حتی می توانم بگویم درگذشت

و من برایش ماه ها و روزها  سکوت کردم ... 

... خاطراتم را زیر و رو کردم

... و ای کاش های فراوان گفتم

 ! ولی دیگر بس است

: من می اندیشم به

آرزوهـآیـ شـیـریـنـمـ

   شـروعـ دوبـآرمـ

و زنـدگـیـهـ جـدیـدمـ

94214097415531595015.jpg

 

+ بـویــِ گَـنـدِِ خـآطـرهــآمـ دآرهـ خـفـمـ میـکنـهـ !

+سِـهـ مـآهـ کُـمـآ... سَـخـتـ بـود امـآ گُـذشـتـ (درگـذشـتـ)

 

+ بعد نوشت : دوستان کد امنیتی لود نمیشه . ببخشید اگه دیر جوابتونو میدم !


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

"نر" بودن یک جنسیت است و "مرد" بودن یک هویت

 

زیادند دخترایی که نر نبودن ولی مرد بودن ...

5773813-b.jpg

+ اصـلاً دوسـتـ نَـدآشـتَـمـ ایـنـ پـُسـتُـ حـالـآ بـزآرمـ

+ دِلَـم مـیـخـوآستـ ایـن پُسـتـ خـیـلیـ بِـهتـر از ایـنـ مـیـشُـد وَلـی نَـشُـد !

39276218676204787784.jpg

ـ دیـشَبـ خـیلی خـَستـهـ بـودمـ و بــِ مَـحـض ایـنـ کــِ رسـیـدمـ خـوآبـیـدمـ و نَـتـونـسـتـمـ بــِ دوسـتـامـ پـیـآمـ تـبـریـکـ بـدمـ امـآ صُـبـح کــِ چـشـمـ وآ کـَردمـ یــِ عــــآلـمـهـ پـیـامـ تـبـریـکـ رو صـفـحـهـ گـوشـیـم دیـدمـ ... :))) خــــیـلیـ حـس خـوبـیـهـ ایـنـ کـِ بـفـهـمـیـ بـآ رفـتـنـ از کـنـآرشـونـ فـرآمـوشـ نـشـدیـ !!!

ـ ادامـهـ : پـیـآمـآیـ دوسـتـآمـ بـرآیـ مَـنـ ! گُـذاشـتـمـ تا اگـهـ بـعـد هـآ نـگـآهـیـ بــِ ایـنـ وبـ انـدآخـتـم یـآدمـ بـیـوفـتـهـ کــِ چـــِ روزآیـیـ و چــِ دوسـتـایـیـ دآشـتـمـ ... 

 

(( روز تـمـآم دخـتـرآیـی کـِ دخـتـر بـودنـو زیـر سـوال نـبـردن مـبـآرکـ ))


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

اگر روزی رسیدی که من نبودم

تمام وصیتم به تو این است :

” خوب بمان “

از آن خوب هایی که من عاشقش بودم …!

       lkjh.jpg

ـ کـولَـمـ

ـ کَـتـونـیـهـآیــــِ کَــثـیـفَـمـ

ـ عَـطَـرَمـ

ـ دَفـتَـرچـهـ یـآددآشـتَـمـ + خـودکـآر مِـشـکـیـمـ

ـ وِبَـمـ

ـ جـآنَمـآزمـ

ـ مـیـزَمـ

ـ سـآعـتَـمـ + دَسـتـبَـنـدآمـ

ـ ...

ایـنـآ دُنـیـآیــِ مَـنـهـ

... وَ ایـنـجـوریـ شُـد کــِ مَـن شُـدَمـ :

یــِ ۲خـــتَــــر بـآ یــِ دُنـیـآیــِ سـآدهـ وَ آرومـ !

 

+ همش حس میکردم این پست یه چیز کم دآره نگو "عنوان" یآدم رفته


Ɔσитιиʋɛ
+ | | تـآیپ شُده با انگشتـآنِ مـآهـ بـآنـو |

Sara